( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ مال ؛ خواستهها، مالها.
( اُ ) [ ع. ] (اِ.) جِ امر. ۱- کارها، عملها. ۲- شغلها. ۳- حادثهها.
(اَ وِ) (اِ.) = آموسنی: هوو.
(اُ مّ) [ ع. ] (ص نسب.) بی سواد.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ میل ؛ خواهشها، کامها.
(اُ مّ) (اِ.) ۱- آرزو. ۲- چشمداشت.
(~.) (ص.) کسی که خود را به چیزی امیدوار کند و به آن امید روز را بگذراند.
(~.)(ص مر.) ۱- آرزومند. ۲- متوقع، منتظر.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) فرمانده، فرمانروا.
(~. جِ) (اِمر.) رییس تشریفات دربار.