( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) پیاپی آمدن.
(اَ) [ انگ. ] ۱- درونی، ذاتی، محرمانه، صمیمی، دوست صمیمی. ۲- فهماندن، حالی کردن.
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.) رخنه دار شدن.
(اِ ثِ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- دو تا شدن، دو تایی شدن. ۲- واگردیدن، باز گردیدن.
(اُ ثا) [ ع. ] (اِ.) ماده، زن، زنینه ؛ ج. اناث.
(اِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- رهانیدن، رهایی دادن. ۲- آشکار کردن.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نجیب ؛ پاک نژادان.
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – برآوردن حاجت. ۲- پیروز شدن.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ نجد. ۱- زمین بلند. ۲- آن چه بدان خانه را زینت کنند.
( اِ ) [ ع. ] (مص م.) ۱- برآوردن نیاز. ۲- وفا کردن وعده.