انخزال

(اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- بازماندن از سخن.
۲- رفتن به سستی و درماندگی.

    انخفاض

    (اِ خِ) [ ع. ] (مص ل.) پایین آمدن از رتبه بالا، پست شدن. ج. انخفاضات.

      اند

      (اَ) [ په. ] (اِ.)
      ۱- عددی مبهم از سه تا نه.
      ۲- چند.

        اندا

        (اَ) (اِ.) = انده. اندای: دوست، رفیق.

          انداختن

          (اَ تَ) [ په. ]
          ۱- (مص م.) افکندن، پرتاب کردن.
          ۲- چیزی را به هدف زدن، هدف قرار دادن.
          ۳- در جایی منزل کردن.
          ۴- راندن، طرد کردن.
          ۵- فرش کردن، گستردن.
          ۶- مقدّر ساختن.۷ – (عا.) جنس نامرغوب را به جای جنس خوب فروختن، کلاه گذاشتن.
          ۸- طرح کردن، مطرح ساختن.
          ۹- (مص ل.) مشورت کردن.
          ۱۰ – کاستن، کسر کردن.

            Scroll to Top