انحاء

( اَ ) [ ع. ] جِ نحو.
۱- سوی‌ها.
۲- روش‌ها.

    انحصار

    (اِ حِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- محدود بودن.
    ۲- مخصوص بودن کاری، به کسی یا شرکتی.

      انحصارطلب

      (~. طَ لَ) [ ع. ] (ص. اِ.) آن که می‌خواهد امتیازها و امکانات موجود را به تنهایی در اختیار داشته باشد.

        انحصاری

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
        ۱- منسوب به انحصار.
        ۲- منحصر، متعلق به شخص و مؤسسه یا گروهی معین.

          انحلال

          (اِ حِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) حل شدن، گشوده شدن.
          ۲- از هم پاشیدن.
          ۳- (اِمص.) ضعف، سستی.
          ۴- تعطیل.

            انحناء

            (اِ حِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) خم شدن، کج گردیدن.
            ۲- (اِمص.) خمیدگی، کجی.
            ۳- خمیدگی خط.

              Scroll to Top