اندرونی

(~.) (ص نسب.)
۱- داخلی، درونی.
۲- (اِمر.) خانه‌ای که پشت خانه دیگر واقع باشد و مخصوص زن و فرزندان و خدمتگزاران است. مق بیرونی.

    اندفاع

    (اِ دِ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- دور شدن، برکنار شدن.
    ۲- بازداشته شدن، برکنار شدن.
    ۳- در ایستادن، درآمدن.

      اندکس

      (اَ دِ) [ فر. ] (اِ.) = ایندکس:
      ۱- سبابه، انگشت شهادت، انگشتی (چاپ).
      ۲- فهرست الفبایی نام‌ها و موضوع‌ها و عنوان‌ها و غیره که معمولاً در آخر کتاب می‌آید. (فره).
      ۲- عدد یا علامتی که در سمت چپ یا راست و در بالا یا پایین عضوی از یک مجموعه یا جمله‌ای از دنباله نوشته می‌شود تا آن را از بقیه اعضا متمایز کند. (فره).
      ۳- عددی که نسبت یا وضعیت یک شی ء ریاضی را در مقایسه با شی ء دیگر بیان کند. (فره).

        اندمه

        (اَ دَ مَ) (اِ.) اندوهه، شرح و بیان سرگذشت‌ها و حوادث ناگوار.

          اندوختن

          (اَ تَ) [ په. ] (مص م.)۱ – جمع کردن، فراهم آوردن.
          ۲- ذخیره کردن.
          ۳- بهره بردن، سود بردن.

            اندود

            ( اَ ) (اِ.)ماده‌ای که به چیزی بمالند، مانند کاهگل که روی بام یا دیوار مالند.

              Scroll to Top