اندرونی
(~.) (ص نسب.)
۱- داخلی، درونی.
۲- (اِمر.) خانهای که پشت خانه دیگر واقع باشد و مخصوص زن و فرزندان و خدمتگزاران است. مق بیرونی.
(~.) (ص نسب.)
۱- داخلی، درونی.
۲- (اِمر.) خانهای که پشت خانه دیگر واقع باشد و مخصوص زن و فرزندان و خدمتگزاران است. مق بیرونی.
(اِ دِ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- دور شدن، برکنار شدن.
۲- بازداشته شدن، برکنار شدن.
۳- در ایستادن، درآمدن.
(اَ دِ) [ فر. ] (اِ.) = ایندکس:
۱- سبابه، انگشت شهادت، انگشتی (چاپ).
۲- فهرست الفبایی نامها و موضوعها و عنوانها و غیره که معمولاً در آخر کتاب میآید. (فره).
۲- عدد یا علامتی که در سمت چپ یا راست و در بالا یا پایین عضوی از یک مجموعه یا جملهای از دنباله نوشته میشود تا آن را از بقیه اعضا متمایز کند. (فره).
۳- عددی که نسبت یا وضعیت یک شی ء ریاضی را در مقایسه با شی ء دیگر بیان کند. (فره).