اویماق

( اُ ) [ تر – مغ. ] (اِ.) قبیله، طایفه، دودمان.

    ای

    (اِ یا اَ) [ ع – فا. ] (صت. حر.) علامت ندا است که پیش از اسم درآید: ای حسن، ای پسر.

      ای والله

      (اِ وَ لْ لا) [ ع. ] (جمله)
      ۱- آفرین، بارک الله.
      ۲- درست است، راست است، همین طور است.

        ایا

        ( اَ ) حرف ندا به معنای «ای».

          ایاب

          ( اِ ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) برگشتن، باز آمدن.
          ۲- (اِمص.) بازگشت.

            ایادی

            ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ایدی ؛ ججِ یَد.
            ۱- دست‌ها.
            ۲- دستیاران.
            ۳- نعمت‌ها.

              ایار

              ( اَ ) (اِ.) یکی از ماه‌های سریانی مطابق با ماه سوم بهار.

                ایاز

                ( اَ ) (اِ.) = ایاس:
                ۱- نسیم، باد خنک.
                ۲- شبنم.

                  Scroll to Top