ایلچی
[ تر. ] (اِمر.) = ایلجی:
۱- فرستاده مخصوص، سفیر.
۲- مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر میکرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، ج. ایلچیان.
[ تر. ] (اِمر.) = ایلجی:
۱- فرستاده مخصوص، سفیر.
۲- مأموری که برای انجام دادن امور دیوانی سفر میکرد (ایلخانان، صفویه و قاجاریه)، ج. ایلچیان.
[ فر. ] (اِ.) = تصویرگرایی: نام مکتبی در شعر که از مکتب کلاسیک و سمبولیسم فرانسه ناشی شدهاست و از ویژگیهای آن شعر آزاد و بیان اندیشهها و حالتهای عاطفی و تصویرهای دقیق و روشن است.