اینک

(نَ) (ق مر.)
۱- اکنون، الحال.
۲- این است! این ها!

    ایهاالناس

    (اَ یُّ هَ نْ) [ ع. ] (ندا) ای مردمان، ای گروه مردم.

      ایهام

      [ ع. ] (مص م.)
      ۱- به شک و گمان انداختن.
      ۲- آوردن کلمه‌ای که دارای دو معنی باشد: یکی نزدیک و دیگری دور. و ذهن شنونده ابتدا به طرف معنی نزدیک برود و سپس به معنی دور که مقصود گوینده‌است متوجه شود. ج. ایهامات.

        ایوار

        (ق. اِ.) هنگام عصر، نزدیک غروب آفتاب. مق شبگیر.

          ایوان

          (اَ یا اِ) [ معر. ] (اِ.)
          ۱- صفه، پیشگاه اتاق.
          ۲- بخشی از ساختمان که سقف دارد اما جلو آن باز است و در و پنجره ندارد و مشرف به حیاط است.
          ۳- کاخ.

            ب

            (حر.) دومین حرف از الفبای فارسی که در حساب ابجد برابرِ عدد ۲ می‌باشد.

              ب

              (بِ) (پیش.)
              ۱- بر سر اسم درآید (به جای تنوین منسوب عربی) و از آن قید سازد: بیقین = یقیناً.
              ۲- بر سر اسم و حاصل مصدر درآید و قید سازد: بزودی.
              ۳- گاه بر سر اسم درآید و آن را صفت سازد: بهوش.

                Scroll to Top