بادآهنگ

(هَ)(اِمر.)۱ – صوت ونقش خوانندگی و گویندگی.
۲- انعکاس صدا، بادآهنج نیز گویند.

    باداباد

    (جمله دعاییه)
    ۱- شدنی می‌شود، هر چه باید بشود می‌شود، علی الله (این ترکیب غالباً با «هرچه» استعمال می‌شود).

      بادام

      (اِ.) درخت یا درختچه‌ای از تیره گل – سرخیان با میوه‌ای که تازه اش سبز و کرکدار است ولی به تدریج پوستش سخت می‌شود که مغز آن شیرین، خوراکی و روغن دار است.

        بادامه

        (مِ) (اِ.)
        ۱- پیله ابریشم.
        ۲- هر جنس گرانبها و نفیس.

          بادبادک

          (دَ) (اِ.) بازیچه‌ای با یک چارچوب سبک و پوششی نازک از کاغذ یا ماده دیگر که به رنگ‌ها و شکل‌های گوناگون می‌سازند، گاه دنباله‌ای از حلقه‌های کاغذ رنگی بر آن می‌چسبانند، یک سرش را به ریسمان بلندی می‌بندند و در هوای بادی به پرواز درمی آورند.

            بادبان

            (اِمر.)
            ۱- پارچه‌ای که به دکل کشتی بندند تا با وزیدن باد کشتی به حرکت درآید، شراع.
            ۲- آستین، گریبان، قبا.
            ۳- کنایه از: آدم سبکسری که با مردم موأنست کند.
            ۴- پیاله، ساغر.
            ۵- پس و پیش گریبان.

              Scroll to Top