بارم

(رِ) [ فر. ] (اِ.) جدول یا مقیاس تعیین شده برای نمره گذاری، شمارک. (فره).

    بارنامه

    (مِ) (اِمر.)
    ۱- اجازه حضور به درگاه شاهان.
    ۲- برگه‌ای که در آن نوع کالا، وزن و مشخصات گیرنده و فرستنده کالا در آن نوشته شود.
    ۳- تجمل، تفاخر، غرور.

      باره

      (رِ) (اِ.)
      ۱- دیوار قلعه، حصار.
      ۲- بارگی، اسب.

        باره

        (~.) (اِ.)
        ۱- دفعه، مرتبه.
        ۲- تحفه، ارمغان.

          بارهنگ

          (هَ) (اِمر.) = بارتنگ: گیاهی با ساقه‌های نازک وبرگ‌های بیضی شکل، بلندیش تا نیم سانتی متر می‌رسد، دانه‌های ریز و لعاب دار دارد که خاصیت نرم کننده و ملین دارد.

            باروت

            [ تر – ع. ] (اِ.) مخلوطی از نیترات پتاسیم، گرد زغال و گوگرد که آن را در لوله تفنگ، توپ و دیگر سلاح‌های آتشین می‌گذارند و نیز در آتش بازی به کار می‌برند.

              Scroll to Top