(خا دِ) (ص مف.) منسوب، نسبت داده شده.
(خُ دَ) (مص ل.) روبرو شدن، برخورد کردن.
(مص مر.) ۱- جلوگیری. ۲- توقیف، حبس.
(اِمر.) محلی که اشخاص توقیفی را موقتاً در آن زندانی کنند، زندان.
(تَ) (مص م.) منع کردن، توقیف کردن.
(ص نسب.) منسوب به بازداشت، دستگیر شده، توقیف شده.
(نِ تَ) (مص ل.) تشخیص دادن، از هم تمیز دادن.
(دَ) (اِمر.) خارج کردن هوا از ریه.
(دِ) (اِمر.) نتیجه کار، راندمان.
(~.) (حامص. اِ.) ۱- توانایی نتیجه و محصول دادن. ۲- بازده (فیزیک).