بازنشسته

(نِ شَ تِ) (اِمف.) کسی که در پیری یا پس از مدتی طولانی یابه علل دیگراز کار برکنار شود واز حقوق بازنشستگی استفاده کند.

    بازه

    (زِ) (اِ.)
    ۱- فاصله میان دو دیوار، پهنای کوچه.
    ۲- فاصله میان دو کوه، دره.

      بازو

      (اِ.)
      ۱- قسمتی از دست که بین آرنج و شانه قرار دارد.
      ۲- واحد طول برابر با بازو.
      ۳- قدرت، نیرو.
      ۴- رفیق، مصاحب.
      ۵- آن که در سرود با کسی همراهی کند.

        بازوبند

        (بَ) (اِمر.)
        ۱- النگویی که به جای مچ بر بازو می‌بندند.
        ۲- نواری که به نشانه عزا، داشتن مأموریت ویژه، عضویت در جایی یا داشتن مقامی در ورزش به بازو می‌بندند.
        ۳- دعا یا قرانی که بر بازو می‌بندند، تعویذ.
        ۴- نوعی زره بازو.

          بازی

          (اِ.)
          ۱- فعالیت جسمی یا ذهنی برای سرگرمی یا تفریح.
          ۲- فعالیت ورزشی.
          ۳- قمار.
          ۴- اجرای نقش در یک نمایش یا یک فیلم. مجازاً کار بیهوده، فریب و نیرنگ.

            Scroll to Top