باسیل

[ فر. ] (اِ.) باکتری دراز اندام و کشیده.

    باشرف

    (شَ رَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) شرافتمند، شریف، بزرگوار. مق. بی شرف.

      باشلق

      (لُ) [ تر. ] (اِ)
      ۱- کلاه.
      ۲- مجازاً به معنی مهریه.

        باشه

        (ش ِ) (اِ.) یکی از پرندگان شکاری کوچکتر از باز، با چشمانی زرد رنگ، که رنگ پشتش خاکستری تیره و شکمش سفید با لکه‌های حنایی است. قرقی، قوش.

          Scroll to Top