برگردانیدن

(بَ گَ دَ) (مص م.)
۱- برگشت دادن.
۲- پشت و رو کردن.
۳- ترجمه کردن.
۴- بازپس بردن.
۵- مجازاً استفراغ کردن.

    برگردانیده

    (بَ گَ دِ) (ص مف.)
    ۱- برگشت داده، رد کرده.
    ۲- واپس برده.
    ۳- پشت و رو کرده، واژگون شده.
    ۴- ترجمه شده.

      برگرفتن

      (~. گِ رِ تَ) (مص م.)
      ۱- برداشتن.
      ۲- از جایی به جایی نقل کردن.
      ۳- جدا کردن، منشعب کردن.
      ۴- آغاز کردن.
      ۵- دور کردن.
      ۶- ربودن.

        برگرفته

        (~. گِ رِ تِ) (ص مف.)
        ۱- برداشته شده.
        ۲- ربوده.
        ۳- رانده، محو شده.

          برگریزان

          (بَ) (اِمر.) زمانی که برگ‌های درختان به زمین فرومی ریزد، پاییز، خزان.

            برگزیده

            (~. گُ دِ) (ص مف.)
            ۱- انتخاب شده.
            ۲- ترجیح داده شده.

              پیمایش به بالا