آشپز

(پَ) (ص فا.) آن که شغلش پخت غذاست ؛ طباخ.

    آشتم

    (تُ) (اِ.) آشتم، آستیم، چرک و ریم جراحت.

      آشتی

      (اِ.)
      ۱- رفع دلخوری و کدورت.
      ۲- تمام کردن جنگ.۳ – آرامش.

        آشتی کنان

        (کُ) (ص فا. اِ.)
        ۱- عمل آشتی کردن.
        ۲- مجلسی که برای آشتی کردن و آشتی دادن ترتیب دهند.

          پیمایش به بالا