پاتختی

(تَ) (اِمر.) (عا.)
۱- جشن روز بعد از عروسی.
۲- میزی که بر آن در شب عروسی ظرف پول می‌گذارند.

    پاترس

    (تَ) (اِمر.) ترساندن اطفال و زیردستان برای بازداشتن از کاری یا واداشتن به کاری، پاترسک.

      پاتک

      (تَ) (اِ.) حمله‌ای در پاسخ به حمله دشمن، ضد حمله.

        پاتوق

        (تُ) [ فا – تر. ] (اِمر.) = پاتوغ: محلی که همیشه در آنجا عده‌ای گرد هم آیند.

          پاتولوژی

          (تُ لُ) [ فر. ] (اِمر.) = پاتوبیولوژی: مطالعه فرآیند بیماری در یک اندام یا تمامی بدن برای شناخت ماهیت و علت‌های آن، آسیب شناسی (فره).

            پاتیل

            [ سنس. ] (اِ.) دیگ بزرگ مسی، دیگ خزانه حمام.

              پیمایش به بالا