پایمردی
(~.) (حامص.)
۱- میانجیگری.
۲- کمک، دستیاری.
(یِ) [ په. ] (اِ.)
۱- شالوده، اساس.
۲- رتبه، درجه.
۳- ستون چهارگوش و بلند.
۴- میله یا ستونی که چیزی روی آن قرار گیرد.
۵- جنسیت گیاه (یک پایه یا دو پایه).
(وَ) (اِمر.)
۱- پابند.
۲- پیک پیادهای که در هر منزل میماند تا پیک خسته نامه به او بدهد و بدین طریق نامه زودتر به مقصد میرسید.
۳- افسر، به ویژه افسر شهربانی.
(دَ) (مص م.)
۱- نگاهبانی کردن.
۲- مراقبت کردن.
۳- دوام داشتن.
۴- منتظر بودن، چشم داشتن.
۵- توقف کردن.