(پُ) (اِ.)نک خرفه.
(پَ چِ) غِلغِلَک، خنداندن کسی از طریق تحریک شکم یا بغل.
(پَ مِ) (حامص.) (عا.) بی عرضگی، سادگی.
(پَ مِ) (ص.) (عا.) ساده لوح، بی عرضه.
(پَ خَ) (اِ.) بانگ، آواز.
(پَ نُ) (اِ.) تندر، رعد، کنور.
(پُ) (اِ.) = پود. پده: چوب پوسیده که آن را آتش گیره کنند، حراق.
(پَ فَ) (اِ.) دفاع، عملیاتی رزمی به منظور جلوگیری از موفقیت دشمن.
(پِ گُ) [ فر. ] (اِ.) علم آموزش و پرورش.
(پِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری در ماشینها و دستگاههای دیگر که زیر پا قرار دارد، رکاب.