پرز

(پُ) [ معر. ] (اِ.) = پرزه:
۱- خواب مخمل، فرش.
۲- چیزی شبیه کرک که روی میوه‌هایی مانند به و هلو وجود دارد.
۳- پرهای ریز کوتاه که بر بعضی مرغان روید.

    پرس

    (~.) [ فر. ] (اِ.) سهم غذا مخصوص یک نفر.

      پرس

      (پُ)
      ۱- (اِمص.) پرسیدن، پرسش.
      ۲- (اِفا.) در ترکیب به معنی پرسنده می‌آید: بازپرس، احوالپرس.

        پرس

        (پِ رِ) [ فر. ] (اِ.)
        ۱- دستگاه فشار که در صنایع سنگین و سبک مورد استفاده فراوان دارد، منگنه (فره).
        ۲- خبرگزاری، مرکز تهیه و انتشار خبر.

          پیمایش به بالا