پری افسا

(پَ. اَ) (ص فا.) مانند پری، افسونگر، جن گیر، پری سای، پری بند، پری خوان.

    پری چهر

    (پَ. چِ) (ص مر.) = پری چهره: آن که چهره اش به زیبایی چهره پریان است، زیبا، خوب روی، خوش صورت.

      پری دار

      (~.)(ص فا.)
      ۱- جن زده.
      ۲- دختری که واسطه بین پری افسا و جن قرار می‌گیرید.

        پریاخته

        (پُ. تِ) (اِمر.) یک فرد از موجودات گیاهی یا جانوری که بدنش بیش از یک یاخته داشته باشد، جانور و گیاه پرسلولی.

          پریدن

          (پَ دَ) (مص ل.)
          ۱- پرواز کردن.
          ۲- برجستن و سوار شدن.
          ۳- جهیدن.
          ۴- تبخیر شدن.

            پیمایش به بالا