پریده

(پَ دِ) (ص مف.)
۱- پرواز کرده.
۲- بخار شده.
۳- نابود شده.

    پریروز

    (پَ) (ق مر.) یک روز پیش از دیروز، روز قبل از دی، پریر.

      پریز

      (پِ) [ فر. ] (اِ.) وسیله‌ای برای اتصال دو شاخه برق، تلفن، سیم آنتن یا سیم زمین که در محل ثابتی روی دیوار نصب می‌شود و گاهی هم به صورت سیار است.

        پریش

        (پَ) (ص.)
        ۱- پریشان.
        ۲- به باد داده.
        ۳- (اِفا.) در ترکیب با واژه‌های دیگر معنی (پریشان کننده) دهد: خاطرپریش.
        ۴- به صورت اضافه معنای پریشان می‌دهد، زلف پریش.

          پریشان

          (پَ) (ص فا.)
          ۱- ژولیده، آشفته.
          ۲- پراکنده.
          ۳- سرگردان، سرگشته.

            پیمایش به بالا