پشته

(پُ تِ) (اِمر.)
۱- کوله بار، پشتواره.
۲- تل، تپه.
۳- مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد.
۴- فاصله میان دو چاه قنات.

    پشتو

    (پَ تُ) (اِ.) از زبان‌های ایرانی شرقی که بیشتر در باختر و جنوب افغانستان و شمال باختری پاکستان رواج دارد.

      پشتوانه

      (پُ نِ) (اِمر.)
      ۱- سپرده بانکی.
      ۲- مقدار طلا و نقره و جواهر و مانند آن که از طرف دولت یا بانک ناشر اسکناس برای اعتبار چاپ اسکناس تعیین و نگه داری می‌شود.

        پشتی

        (پُ)
        ۱- (اِ.) هر چیزی که پشت سر گذاشته و به آن تکیه بدهند.
        ۲- (ص.) کمک، یاور.
        ۳- (مص م.) یاری کردن، کمک کردن.

          پیمایش به بالا