پگ

(پَ) (اِ.) زن نار پستان، زن و دختر لیمو پستان، کاعب.

    پگمال

    (پَ یا پِ) (اِ.) افزار کفشگران که بدان خط کشند، خط کش کفاشان.

      پل

      (پُ) [ په. ] (اِ.) آن چه که دو قسمت جدا از هم را به یکدیگر وصل کند. ؛ ~ خر بگیری کنایه از: معبری که به آسانی نتوان از آن گذشت.

        پل

        (پَ یا پِ) (اِ.)
        ۱- کرت، مرزی که فاصله شود میان قطعه‌های کشت.
        ۲- پا، پاشنه پا.
        ۳- هر چیز را که ریسمان بر کمرش بندند و در کشاکش آرند تا بانگ کند.

          پلاروید

          (پُ رُ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی فیلم و دوربین عکاسی که عکس را فوری ظاهر می‌کند (در اصل نام تجاری است).

            پلاژ

            (پِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- ساحل کم شیب دریا.
            ۲- مجموعه تأسیسات رفاهی یا تفریحی یا اقامتی کنار ساحل، ساحل سرا. (فره).

              پیمایش به بالا