پویش

(یِ) (اِ.) حرکت و فعالیت پی گیر در جستجوی چیزی.

    پوینده

    (یَ دِ) (ص فا.)
    ۱- رونده.
    ۲- دونده.
    ۳- جست وجو کننده.
    ۴- چارپا، ستور.

      پی

      (پِ) (اِ.) عصب، رشته سفید رنگ و سختی در بدن انسان و حیوان.

        پی

        (اِ.)
        ۱- سیزدهمین حرف الفبای یونانی (~) و آن نماینده ستاره‌های قدر شانزدهم است.
        ۲- نشانه رابطه ثابت میان محیط دایره با قطر آن و آن تقریباً مساوی با ۱۴/۳ است.

          پی

          هم (پِ یِ هَ) (ق مر.) پی درپی، پشت سر هم.

            پی

            (پَ یا پِ) (اِ.)
            ۱- پا، قدم، گام.
            ۲- فاصله میان دو کف پا هنگام راه رفتن.
            ۳- بنیاد.
            ۴- نشان پا، ردُ پا.
            ۵- تاب، توان.
            ۶- مقدار کف پا.
            ۷- عقب، پس.

              پیمایش به بالا