آکتریس

(تُ) [ فر. ] (اِ.) هنرپیشه زن، زنی که در صحنه تئاتر، تلویزیون و سینما نقش ایفا کند.

    آکج

    (کَ) (اِ.) چنگک، قلاب آهنی.

      آکروبات

      (رُ) [ فر. ] (اِ.) بندباز، ورزشکاری که کارهایی مانند بندبازی، ژیمناستیک و… را انجام می‌دهد.

        آککرا

        (کِ) (اِ.) اکرکراهه، گیاهی است مانند بابونه با برگ‌های ریز و شاخه‌های نازک، طعم تند و تیزی دارد و ریشه کلفت آن در طب به کار می‌رود.

          آکله

          (کِ لِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- مؤنث آکل، خورنده.
          ۲- خوره، جذام.
          ۳- کنایه از: زن زشت و بدترکیب.

            آکندن

            (کَ دَ) [ په. ] (مص م.)
            ۱- پر کردن، انباشتن.
            ۲- توی چیزی را پُر کردن.
            ۳- سطح چیزی را با چیز دیگری پوشاندن.
            ۴- غنی کردن، آبادان کردن.
            ۵- مدفون ساختن.

              پیمایش به بالا