پیغوله

(پِ لِ) (اِ.) کنج و گوشه، دور از مردم، گوشه خانه. بیغوله، پیغله و بیغله نیز گویند.

    پیفه

    (فِ) (اِ.) چوب پوسیده که به جای آتشگیره به کار ببرند؛ پد، پود.

      پیک

      (پَ یا پِ) (اِ.) قاصد، نامه بر.

        پیک

        [ فر. ] (اِ.) ورق بازی که بر آن صورتی چون سر نیزه‌است و به همین مناسبت آن را بدین نام خوانند.

          پیک نیک

          [ انگ. ] (اِ.) گردش و تفریح دسته – جمعی در بیرون شهر.

            پیکادور

            (دُ) [ فر. ] (اِ.) سوارکاری که در تاخت حیوانی مهاجم مانند گاو و جز آن را به نیزه زند.

              پیکار

              (پَ یا پِ) (اِ.)
              ۱- جنگ، نبرد.
              ۲- ستیزه، بدخویی.

                پیمایش به بالا