تباب

(تَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) زیانکار شدن، خسران یافتن.
۲- هلاک شدن.
۳- (اِمص.) زیانکاری.
۴- هلاکت.

    تبادر

    (تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- پیشی گرفتن.
    ۲- شتافتن.
    ۳- بدون اندیشیدن، معنی را از لفظ فهمیدن.

      تبارک

      (تَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- فال نیک گرفتن به چیزی.
      ۲- بابرکت شدن.
      ۳- خجسته گردیدن. ؛~الله پاک و منزه‌است خداوند (برای بیان تحسین یا تعجب شدید نسبت به کسی یا چیزی گفته می‌شود). ؛ ~و تعالی بزرگ و بلندمرتبه‌است خداوند.

        تباشیر

        (تَ) (اِ.)
        ۱- ماده‌ای سفید رنگ که از درون نی هندی گیرند. در گذشته در طب به کار می‌رفت.
        ۲- اول صبح، اول هر چیزی.
        ۳- خبر خوش، مژده.

          پیمایش به بالا