تحرز

(تَ حَ رُّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) خود را نگه داشتن.
۲- خودداری کردن.

    تحرس

    (تَ حَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) در پناه شدن.
    ۲- پاس داشتن.
    ۳- (اِمص.) پاسداری.

      تحرمز

      (تَ حَ مُ) [ معر. از حرامزاده ] (مص جع.)
      ۱- حرام زادگی کردن.
      ۲- ذکی گردیدن، باهوش کردن.

        تحری

        (تَ حَ رِّ) [ ع. ] (مص ل.)
        ۱- جستن.
        ۲- حقیقت را جستجو کردن.
        ۳- درنگ کردن.
        ۴- تأمل کردن.
        ۵- پیدا کردن قبله.

          پیمایش به بالا