آب سردکن

(سَ. کُ) (اِ.) دستگاهی معمولاً برقی برای خنک کردن آب آشامیدنی. مق آب گرم کن.

    آب سیاه

    (بِ) (اِمر.)
    ۱- نوعی بیماری چشمی که باعث تیرگی و نابینایی چشم می‌شود.
    ۲- حادثه.
    ۳- مداد، مرکب.
    ۴- آبی که تیره و رنگ آن تیره باشد.

      آب شدن

      (شُ دَ) (مص ل.)
      ۱- گداختن، ذوب شدن.
      ۲- شرمنده شدن.
      ۳- ناپدید شدن.
      ۴- لاغر و نحیف شدن.۵ – خجالت کشیدن. ؛از خجالت ~الف – بسیار شرمگین شدن. ب – رفتن آبرو.

        آب شناس

        (ش ِ) (اِفا.)
        ۱- شخصی که داند کدام جای از زمین آب دارد و کدام جا آب ندارد.
        ۲- آن که غرقاب و تنگ آب را از یکدیگر باز داند و راهنمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند.
        ۳- قاعده دان.
        ۴- صاحب مهارت در علوم.
        ۵- حقیقت شناس.

          آب طراز

          (طَ) (اِمر.) = آب تراز: طراز بنّایان که در درون خود آب دارد، تراز آبی.

            پیمایش به بالا