تریاک

(تَ)(اِ.)۱ – پادزهر.
۲- شیره‌ای است که از تیغ زدن غوزه گیاه خشخاش به دست می‌آید.

    تریان

    (تَ یا تِ) (اِ.)
    ۱- طبق چوبین.
    ۲- طبقی که از شاخ بید بافند.

      تریبه

      (تَ بَ یا بِ) [ ع. تریبه ] (اِ.) استخوان سینه، جناغ ؛ ج. ترایب. (ترائب.)

        تریت

        (تَ یا تِ) (اِ.) = ترید: ریز کردن نان در دوغ، شیر، آب گوشت و مانند آن.

          تریج

          (تِ) (اِ.) لبه پایین جامه و قبا، تریز، تیریز.

            تریشه

            (تَ ش ِ) (اِ.) تراشه ؛ هر چیز خرده ریز مانند خرده کاغذ، چوب و…

              تریشین

              (تِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از کرم‌های طفیلی از خانواده نماتودها که در انسان مرض تریشینوز را به وجود می‌آورد. این جانور کرم کوچک نخی شکل و باریکی است که حداکثر طولش در حدود ۶ میلیمتر است.

                تریکو

                (تِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پارچه که از نخ‌های معمولاً پشمی یا الیاف مصنوعی بافته می‌شود و به صورت کشباف است.

                  تریل

                  (تِ رِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی موتور سیکلت پر قدرت با چرخ‌های بزرگ و لاستیک آجدار جهت مسابقه و رانندگی در مسیرهای ناهموار و گل آلود.

                    تریلوژی

                    (تِ لُ) [ فر. ] (اِ.) اثری دارای سه بخش مستقل ولی مضمونی واحد و ارتباطی نزدیک به هم، سه بخشی.

                      پیمایش به بالا