آمدن

(مَ دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- رسیدن، فرا – رسیدن.
۲- آغاز کردن، شروع کردن.
۳- سر زدن، واقع شدن.
۴- گذشتن، سپری شدن.
۵- اصابت کردن، رسیدن.
۶- گنجیدن.
۷- پدیدار گشتن، پیدا شدن.
۸- شدن، گردیدن.
۹- فرض کردن.
۱۰ – برآمدن، مقابله کردن.

    آمر

    (مِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) امر کننده، فرماینده.
    ۲- (اِ.) روز ششم یا چهارم از ایام عجوز.

      آمرغ

      (مُ) (اِ.)
      ۱- مقدار، مایه، ارج.
      ۲- نفع، سود.
      ۳- خلاصه، ذخیره. ۴- اندک، کم.

        پیمایش به بالا