تشمیر

(تَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- دامن بالا زدن، دامن در چیدن.
۲- آماده کاری شدن.
۳- به سرعت گذشتن.

    تشمیزج

    (تَ زَ) [ معر. چشمیزک ] (اِمصغ.) دارویی که در چشم ریزند؛ چشمیزک، سیاه دانه.

      تشنج

      (تَ شَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- انقباضات پی درپی و غیرارادی ماهیچه‌ها.
      ۲- در فارسی به معنای ناآرامی، آشفتگی.

        تشنه

        (~.) [ په. ] (ص.)
        ۱- انسان یا حیوانی که به آب نیاز دارد.
        ۲- بسیار مشتاق.

          تشهد

          (تَ شَ هُّ) [ ع. ] (مص ل.)
          ۱- طلب گواهی کردن.
          ۲- گفتن شهادتین.
          ۳- گفتن شهادتین در نماز پس از دو سجده رکعت دوم و رکعت آخر.

            پیمایش به بالا