تفریض

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- واجب گردانیدن چیزی.
۲- جداجدا کردن.
۳- رخنه نمودن.
۴- آشکار نمودن.

    تفریغ

    (تَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- خالی کردن ظرف از آنچه در آن است.
    ۲- پرداختن و فراغت از کاری.

      تفریق

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) جدا کردن.
      ۲- کم کردن عدد کوچکتر از بزرگتر.
      ۳- (اِمص.) جدایی.
      ۴- کاهش.

        تفسان

        (تَ) (ص فا.) چیزی که از گرمی آفتاب یا آتش داغ شده باشد.

          تفسره

          (تَ سِ رِ) [ ع. ] (اِ.) پیشاب بیمار که پزشک از آزمایش آن پی به بیماری می‌برد.

            تفسه

            (تَ یا تُ سِ) (اِ.)
            ۱- لکه سیاهی که روی چهره پیدا شود.
            ۲- خواستن هر چیزی، ویار.
            ۳- اندوه و بی تابی.

              پیمایش به بالا