تلویح

(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- اشاره کردن، با اشاره فهماندن.
۲- سخنی را در ضمن سخن دیگر به کنایه بیان داشتن.

    تلویزیون

    (تِ لِ یُ) [ فر. ] (اِ.) دستگاهی است که تصاویر اشیاء و اشخاص را از مسافت دور به وسیله امواج الکترونیکی انتقال دهد.

      تلوین

      (تَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- رنگ به رنگ کردن.
      ۲- اسلوب سخن را تغییر دادن و متنوع ساختن.
      ۳- غذاهای گوناگون حاضر کردن.

        تلی

        (تُ) (اِ.)
        ۱- کیسه‌ای که در آن اسباب خیاطی را بگذارند.
        ۲- دست افزار حجام.

          تلید

          (تَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- مال کهنه و قدیمی و موروثی.
          ۲- غیر عربی که در میان عرب پرورش یافته باشد.

            تم

            (تِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- موضوع اساسی، مایه.
            ۲- زمینه.

              پیمایش به بالا