اسم فاعل

متذکر

(مَ تَ ذَّ کِ) [ ع. ] (اِفا.) یادآوری کننده، به خاطر آورنده.

    متربد

    (مُ تَ رَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- متغیر.
    ۲- ترش رو.
    ۳- آسمان ابر دار.

      مترجم

      (مُ تَ جِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که مطلبی را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.

        متردد

        (مُ تَ رَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- آمد و شد کننده.
        ۲- کسی که در امری به شک و تردید دچار است.

          Scroll to Top