متخلخل
(مُ تَ خَ خِ) [ ع. ] (اِفا.) شی ای که اجزای آن به هم متصل نباشد.
(مُ تَ خَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که اسم یا لقبی در شاعری برای خود انتخاب کرده باشد، دارای تخلص.
(مُ تَ حَ ل ِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- بیمارشونده.
۲- استثنا کننده در سوگند.
۳- بیرون آینده از قسم به کفاره.
۴- در فارسی تحلیل شونده.