اسم فاعل

متداین

(مُ تَ یِ) [ ع. ] (اِفا.) به نسیه و وام خرید و فروش کننده باهم ؛ ج. متداینین.

    متخادع

    (مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که خود را فریب خورده وانماید. ج. متخادعین.

      متحجر

      (مُ تَ حَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- سنگ شده، سخت گشته.
      ۲- در فارسی به کسی گویند که حاضر به درک و پذیرش نوآوری‌ها نیست.

        متحرز

        (مُ تَ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- در پناه شونده.
        ۲- خویشتن دار. ج. متحرزین.

          متحرک

          (مُ تَ حَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) حرکت کننده، در حال حرکت و تکان.

            Scroll to Top