اسم فاعل

متبع

(مُ تَّ بِ) [ ع. ] (اِفا.) در پی رونده، پیرو. ج. متبعین.

    متبلور

    (مُ تَ بَ وِ) [ ع. ] (اِفا.) بلور شده، چیزی که شبیه بلور شده باشد.

      متبین

      (مُ تَ بَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- آشکار شونده، پیدا، هویدا.
      ۲- آشکار کننده. ج. متبینین.

        Scroll to Top