اسم فاعل

فایقه

(یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.

    فاقد

    (ق ِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- نایابنده، کسی که چیزی یا کسی را نداشته باشد.
    ۲- زنی که شوهر یا فرزند خود را از دست داده باشد.

      فاضح

      (ض) [ ع. ] (اِفا.)۱ – آشکارکننده، پرده – دری کننده.
      ۲- روشن، آشکار.

        فاطر

        (طِ) (اِفا.)
        ۱- آفریننده، خالق.
        ۲- روزه گشاینده، افطار کننده.

          فاسق

          (س) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- گناهکار، بدکار.
          ۲- در فارسی به معنی مردی که با زن شوهردار رابطه نامشروع دارد.

            Scroll to Top