اسم فاعل

غافر

(فِ) [ ع. ] (اِفا.) از نام‌های خداوند به معنای آمرزنده گناه.

    غافل

    (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ناآگاه، بی خبر.
    ۲- نادان، بی خرد.

      غادیه

      (یِ یا یَ) [ ع. غادیه ]
      ۱- (اِ.) ابر بامدادی. ج. غادیات و غوادی.
      ۲- بامداد.
      ۳- (اِفا.) مؤنث غادی، در بامداد رونده.

        عاید

        (یِ) [ ع. عائد ] (اِفا.)
        ۱- عیادت کننده.
        ۲- بازگردانده، آن چه که به کسی بازگردد از پول یا چیز دیگر.

          پیمایش به بالا