اسم فاعل

عایق

(یِ) [ ع. عائق ] (اِفا.)
۱- باز دارنده، مانع.
۲- جسمی که حرارت یا جریان برق را از خود عبور ندهد.

    عاند

    (نِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ستیز کننده.
    ۲- کسی که از راه راست برگردد و منحرف شود. ج. عواند.

      عاقر

      (ق) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- ق ربانی کننده شتر.
      ۲- زنی که آبستن نشود.

        عاکف

        (کِ) [ ع. ] (اِفا.) گوشه گیرنده، کسی که در مسجد یا هر جای دیگر برای عبادت گوشه بگیرد.

          پیمایش به بالا