اسم فاعل

عایق

(یِ) [ ع. عائق ] (اِفا.)
۱- باز دارنده، مانع.
۲- جسمی که حرارت یا جریان برق را از خود عبور ندهد.

    عاند

    (نِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- ستیز کننده.
    ۲- کسی که از راه راست برگردد و منحرف شود. ج. عواند.

      عاق

      (قّ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- ناخوش دارنده.
      ۲- آزاردهنده پدر و مادر.

        عاقب

        (ق) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- از پی آینده.
        ۲- جانشین، قائم مقام.

          عاقد

          (ق) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- پیمان کننده.
          ۲- کسی که قرارداد می‌بندد.
          ۳- اجرا کننده صیغه عقد.

            پیمایش به بالا