اسم فاعل

ضاجع

(جِ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – مرد بر پهلو خوابیده.
۲- کاهل بسیار خسبنده. ج. ضواجع.

    ضارب

    (رِ) [ ع. ] (اِفا.) زننده، کسی که می‌زند. ج. ضوارب. ضاربین.

      ضابط

      (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- نگاه دارنده، حفظ کننده.
      ۲- شحنه.
      ۳- حاکم. ج. ضوابط.

        Scroll to Top