اسم فاعل

راعی

[ ع. ] (اِفا.)
۱- چراننده گله.
۲- پشتیبان، نگهبان.
۳- حاکم، والی.

    رافضه

    (فِ ض) [ ع. رافضه ]
    ۱- (اِفا.) مؤنث رافض.
    ۲- گروهی که به پیشوای خویش پشت کرد ه و او راترک کنند.

      رافع

      (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- بالابرنده، بلند کننده.
      ۲- بردارنده قصه به شاه یا امیر، عرض حال دهنده.

        Scroll to Top