اسم فاعل

راصد

(ص) [ ع. ] (اِفا.)
۱- مراقب، چشم دارنده.
۲- چشم به راه.
۳- منجم، اخترشمار. ج. راصدین.

    راعی

    [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- چراننده گله.
    ۲- پشتیبان، نگهبان.
    ۳- حاکم، والی.

      راتع

      (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- چراکننده، چرنده.
      ۲- کسی که در نعمت و آسایش باشد.

        راتق

        (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- کسی که پارگی را درست کند.
        ۲- عالِم به انجام کار.

          Scroll to Top