اسم فاعل

رافضه

(فِ ض) [ ع. رافضه ]
۱- (اِفا.) مؤنث رافض.
۲- گروهی که به پیشوای خویش پشت کرد ه و او راترک کنند.

    رافع

    (فِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- بالابرنده، بلند کننده.
    ۲- بردارنده قصه به شاه یا امیر، عرض حال دهنده.

      راشد

      (ش ِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- به راه راست رونده.
      ۲- راه راست یافته.

        راتع

        (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- چراکننده، چرنده.
        ۲- کسی که در نعمت و آسایش باشد.

          راتق

          (تِ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- کسی که پارگی را درست کند.
          ۲- عالِم به انجام کار.

            Scroll to Top