اسم فاعل منشد (مُ ش) [ ع. ] (اِفا.) ۱- خواننده و آورنده شعر از دیگری. مق منشی. ۲- راه نماینده. ۳- هجو کننده.
اسم فاعل منزه (مُ نَ زِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- پاک کننده. ۲- پاک داننده. ۳- در تصوف: سالکی که ذات حق را به صفت تنزیه شناسد و از حیثیت ظهور در مناظر ندیده و ندانسته باشد.