اسم فاعل

وافد

(فِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- بر سویی آینده، آینده.
۲- نزد کسی رونده. جِ (عربی) وفود، اوفاد، وفد.

    واقع

    (ق) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- فرود آینده، رخ دهنده.
    ۲- حاصل.
    ۳- راست، درست.
    ۴- وضع یا کیفیت قرار گرفتن.
    ۵- وضع یا کیفیت وقوع یافتن. ؛ در ~ در حقیقت. ؛غیر ~ خلاف واقعیت.

      Scroll to Top