اسم فاعل

متمایل

(مُ تَ یِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) کج شده و خمیده شده.
۲- آن چه که به چیزی میل کند.

    متمتع

    (مُ تَ مَ تِّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- برخوردار از چیزی، بهره مند.
    ۲- کسی که عمره (زیارت بیت الله با شرایط خاص) به جا آورد.

      متلف

      (مُ لِ) [ ع. ] (اِفا.) تلف کننده، تباه کننده ؛ ج. متلفین.

        متلهف

        (مُ تَ لَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) اندوهگین، کسی که دریغ و افسوس می‌خورد.

          متلون

          (مُ تَ لَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- گوناگون.
          ۲- کسی که پی درپی تغییر عقیده بدهد.
          ۳- رنگارنگ.

            Scroll to Top