خنگال
(خِ.) (اِمر.) سوراخی که نشانه تیر باشد.
(خَ دِ یا دَ) (اِمر.)
۱- افسوس، سخره، لاغ.
۲- مجلس مسخرگی، معرکه مسخرگی.
۳- کنایه از: لب و دهان معشوق.
(خُ رِ) (اِمر.)
۱- نوعی گلوله که به وسیله خمپاره انداز پرتاب شود.
۲- گلولهای که جهت آتش بازی سازند و در هوا منفجر گردد و به چند رنگ درآید.