اسم مرکب

خط کش

(خَ کَ یا کِ) (ص فا.) (اِمر.) ابزاری که برای ترسیم خط راست و نیز اندازه گیری طول به کار می‌رود. ؛ ~ تِ (تی) خط کشی که بر سر آن یک خط کش کوچکتر با زاویه قائم، متصل شده و در کشیدن رسم‌های دقیق به کار می‌رود. و به دلیل شباهت به حرف انگلیسی (T) به این نام نامیده می‌شود.

    خشنسار

    (خَ شَ) [ = خشن + سار = سر ] (اِمر.) نوعی مرغابی بزرگ که سری سفید دارد و تنش تیره گون است و به سیاهی زند.

      خشکار

      (خُ) (اِمر.) = خشگار:
      ۱- آردی که سبوس نگرفته باشند.
      ۲- نانی که از آرد مذکور گیرند.
      ۳- نوعی شیرینی که از آرد مذکور سازند و در ولایات شمالی در شهرهای ساحلی بحر خزر مصرف کنند.

        خشکسار

        (خُ) (اِمر.) سرزمینی که از آب بی بهره‌است، زمین بی آب و گیاه ؛ خشک – زار، خشک سر.

          خشکنان

          (~.) (اِمر.)
          ۱- نانی که با آرد و روغن و شکر پزند.
          ۲- نانی که بدون خورش بخورند.

            پیمایش به بالا