اسم مرکب

پیل عماری

(لِ عِ) (اِمر.)
۱- پیلی که با آن کجاوه را حمل کنند،
۲- کنایه از: رام و مطیع.

    پیلپا

    (اِمر.)
    ۱- پای پیل.
    ۲- مرضی است که پای آدمی باد می‌کند و بزرگ می‌شود.

      پیلسته

      (لَ تِ) (اِمر.)
      ۱- استخوان فیل، عاج.
      ۲- انگشت دست و ساعد که مانند عاج سفید است.

        پیشیار

        (اِمر.)
        ۱- شاش، ادرار.
        ۲- شیشه‌ای که ادرار بیمار در آن کنند و پیش طبیب برند؛ قاروره.

          پیمایش به بالا